منزل
قديما
چاپار
 

***
براي ديدن پست هاي قبلي به قسمت آرشيو مراجعه کنيد
My Personal Website
 

 
 
 


یکشنبه ٢٧ اردیبهشت ،۱۳۸۸

 

ToNight

 

امشب به غارم بر میگردم ، دیگر طاقت دنیای آدم ها را ندارم.. این دیوار ها و این ستون ها هرگز زیبایی سنگ های غارم را ندارند ..من نمی توانم با شما زندگی کنم.

امشب بر میگردم به غارم ، به اتاق تنهایی هایم ، به تمام لحظه هایی که کسی نبود نوازشم کند و من با قیافه ای شبیه جنگلی ها ، زندگی می کردم....امشب به غارم برمیگردم...

 


 

 
 

dijam پيام هاي ديگران ()

 

یکشنبه ٢٥ اسفند ،۱۳۸٧

 

You And Only You

 

تقدیم به دوستی که این روزها چنان بی رحمانه دیوارهای هزاران ساله ی اطرافم را میدرد و مشتاقانه هر روز به قلبم نزدیک تر میشود... خوش آمدی....

 

خودت ماهی

دلت ماهه

نَزار ماهی توی تُنگِت

 

تو مهتابی

تو شبتابی

چه کردی با دل تَنگِت

 

 

تو سبزینه

تو یک جنگل

تو یک کوه پُر از حَرفی

 

تو هَفت سینی

پُر از سِکه

تو دستم تیکه ای بَرفی

 

 

پَریده از سَر رویا

دوباره هوشِ دِلتنگی

تویی تازه مثه بوسه

رو لبهای شَبِ سَنگی

 

 

تو پارسالی

تو امسالی

همیشه موندی هَستی

 

تو امروزی

تو فردایی

تو تنها خوندی هَستی

 

 

خودت ماهی

دلت ماهه

دوباره سالِ نو اومد

 

توی فالم

توی حالم

دوباره شعرِ تو اومد

 

پَریده از سَر رویا

دوباره هوشِ دِلتنگی

تویی تازه مثه بوسه

رو لبهای شَبِ سَنگی

 

مجید صادقی

 

 
 

dijam پيام هاي ديگران ()

 

یکشنبه ۱۳ بهمن ،۱۳۸٧

 

Rovers

 

 

خسته ام ، سنگینی یک سکوت بر شانه های موی بارانی ات سنگینی می کند ، صورتم را سرخ می کنی و من روبرویت گریه می کنم ، بچه وار به آغوشت می دوم و عطر سینه هایت آرامم می کند... امشب کنارم بمان.. تشنه ی اکسیر انسانی ات شده ام دختر ....

 

 
 

dijam پيام هاي ديگران ()

 

یکشنبه ٢٤ شهریور ،۱۳۸٧

 

I'm So Yours..

 

جمشید - اولین نگاه

یه روزی دل به تو دادم
قلبمو دست تو دادم
قدرمو تو ندونستی
کاشکی اینو فهمیده بودم
کاشکی اینو فهمیده بودم
دوست دارم واسه من گریه نکن.
دوست دارم فقط منو رها نکن.
دوست دارم دوست دارم واسه من گریه نکن
دوست دارم تو منو رها نکن دوست دارم دوست دارم
حسرت طعم زندگی مونده به روی باورم چه طور میشه بی تو نموند وقتی تو میخوای که برم وقتی تو میخوای که برم
دوست دارم واسه من گریه نکن.
دوست دارم فقط منو رها نکن.
دوست دارم دوست دارم واسه من گریه نکن
دوست دارم تو منو رها نکن دوست دارم دوست دارم
چی میشد یک شب دیگه
همدم خواب من بشی
به این همه پریشونی این همه مبتلا نشی این همه مبتلا نشی
به خدا هیچکی تو دنیا مثل من دوست نداره
هیچ کسی مثل خود من هوای چشم تو نداره

دوست دارم واسه من گریه نکن.
دوست دارم فقط منو رها نکن.
دوست دارم دوست دارم واسه من گریه نکن
دوست دارم تو منو رها نکن دوست دارم دوست دارم
دوست دارم واسه من گریه نکن.
دوست دارم .........

اطلاعات بیشتر در اینجا

بعد فوت مهستی و خشک شدن حس من نسبت به خونده شدن ترانه هام ، در رخوتی چندین ماه فرو رفتم که به کمک دوستان خوبم ، دوباره این حس منفی رو از خودم دور کرده و گاه گاهی ترانه ای برای شادمهر فرستادم .

چند ماه پیش بود که جواد شریف پور بهم زنگ زد و قسمتی از یک ترانه را برایم خواند که برایم آشنا بود و گفت این قسمتی از ترانه ای ایست که شامهر به آن قسمت هایی را اضافه کرده است و قرار است در آلبوم جدید جمشید قرار بگیرد . در کارهایی که فرستاده بودم گشتم اما موردی پیدا نکردم .

امروز در سایتی لینک دانلود آلبوم جدید جمشید را دیدم و مثل تمام دوستان عزیز در ایران با رعایت قانون کپی رایت ، آلبوم را دانلود کردم!!!

کارها را مثل عادت همیشگی ام وقتی که آلبوم جدیدی می آمد بیرون یکی یکی گوش می کردم ، تا به آهنگ دوست دارم رسیدم .. آهنگ شروع شد و با تعجب فهمیدم که قسمت هایی از یک ترانه ام در این آهنگ آمده و بقیه شعر آن جمله های تکرار شونده ”دوستت دارم” هست .

کار خوبی شد حتی با اینکه قسمت کوچکی از ترانه ی من در آن است و از شنیدنش لذت بردم.

اصل ترانه در زیر آمده است :

 

چی میشه یک شبه دیگه

همدم خواب من بشی

به این همه پریشونی

این همه مبتلا نشی

 

چی میشه با صدای تو

صبحم آغاز بکنم

به هر طرف که دوست دارم

پنجره ها رو باز کنم

 

این خواب لعنتی فقط

برای من ناز می کنه

واسه نیومدن پیشم

تورو بهونه می کنه

 

حسرت طعم زندگی

مونده به روی باورم

چطور میشه بی تو نمرد

وقتی تو میخوای که برم

 

امشب بازم منتظرم

بیا که طاقت ندارم

تیک تیک ساعت میگه باز

امشب و تا صبح بیدارم

 

 

 

با تشکر

مجید صادقی

 

24 شهریور 87

 

 
 

dijam پيام هاي ديگران ()

 

جمعه ٧ تیر ،۱۳۸٧

 

Blue Silece

 

سکوتی آبی ، در ذهنم جاری است . بی حرکت گوشه ی خیالم دراز کشیده ام . کیستم و یا چیستم و یا اصلا نیستم !!! بغضی چند هزار ساله را برای بر دوش چشم های پیرم نهاده ام و مانند لارو پشه ای تازه متولد شده در پوسته ی تنگ زندگی ام تکان می خورم . فلسفه ابراز احساستم از کتاب های حاضر فراتر رفته و کوره راه آتش و خون بر دیوار دلم نقاشی . صدای ترانه ای خوش بر مزاجم جاری می شود و حس گفتنش دفن . دیوانه وار چیزهای می گویم که سالها باید با ترازوی شعورت وزنش کنی و مانند سنگی محکم آن را حل . کرمی پوسیده ، پروانه ای نیمه جان و من  . ما به همدیگر می اندیشیم و نمی دانم کی فهمیدم قسمتی از حرف های نگفته ی دنیا هستم . بی نیاز از فریاد هایی که هر روز بر سرم فرود می آید  ، تیغ تیزی در دست می گیرم و با رگ های مچ دستم باز می کنم . فاصله ام تا مرگ کمتر از دروغ به من است و از آزار دادن روح خسته ام لذت می برم... لذت می برم ... لذت می برم. ....

مجید صادقی

‏2008‏/05‏/27‏ 12:10 ق.ظ

 

 

 

 
 

dijam پيام هاي ديگران ()

 

جمعه ۳ خرداد ،۱۳۸٧

 

Ohne Dich

 

میشه امروز ،  بری تنها بمونم

میشه یک شب ، بی تو آروم بخونم

 

دل من خسته شده از این همه

هرچی درده ، نگو قسمت منه

........

 
 

dijam پيام هاي ديگران ()

 

پنجشنبه ٢۳ اسفند ،۱۳۸٦

 

New Year Comming

 

روز ، از فراسوی خستگی های تنم ، به انتهایی تاریک می رسد ، خسته و کر از تمامی اطرافم ، به آغوش باز تو بازمیگردم... نرمی و لطافت شهوت وار تو قدرتی در من نمیگزارد و مانند طفلی شیر خواره تمنای مکیدن پستان هایت را می کنم .چه بی صبرانه و بی تدبیرانه ، غرور مردی اینچنین به سخره گرفته می شود و از بتی سنگی به گندابی پر از لارو های مرده پشه تبدیل می شود . عجیب مایه ای در میان اندامت می پیجد که مرا به خوردن و لیسیدن آن ترغیب می کند.. چه حس کثیف و تمیزی ....احساس می کنم چشمان نیمه بسته ات پاسخی است به خواهشم و دیوانه وار سعی در بازگشت به کودکی ام دارم... مرا در آغوش می فشری و من عطر دل انگیز عرقی گندیده را می نوشم ، قدرت از من کوتاه شده و هردو بنده ی دیگری شده ایم... به آرامی بوسه ی نابی از من می ربایی و چراغ را خاموش.... شب ضیافت اندام ماست.... بگذار آسوده تا به صبح تمام رنج هایت را بربایم.... من هستم و تو ، تو هستی و من... مانند روز تولد... لخت در آغوش هم.... مجید صادقی

 
 

dijam پيام هاي ديگران ()

 

یکشنبه ۱٤ بهمن ،۱۳۸٦

 

Reason

 

بن بست عاشقی

تنهایی و سکوت

شب چله ی بلند

با نغمه ی فلوت

 

دستی به سردیه

چشمان عابران

آبی به زهریه

گفتار شاعران

 

 

من با توام ولی

هر روز و هر نفس

دور از خیال شهر

دورم همه قفس

 

داغم از این خیال

تو در کنارمی

هم خونه ی غمم

هم راز گریمی

 

آفتاب نیمه جون

رویای گم شده

ترسی به رنگ عشق

هم رنگ خُم شده

 

بن بست عاشقی

بازهم سلام سرد

با یک جواب خشک

پر شد دلم ز درد

 

من با توام ولی

هر روز و هر نفس

دور از خیال شهر

دورم همه قفس

 

داغم از این خیال

تو در کنارمی

هم خونه ی غمم

هم راز گریمی

 

مجید صادقی

۱۴ بهمن ۸۶

 
 

dijam پيام هاي ديگران ()

 

سه‌شنبه ٢ بهمن ،۱۳۸٦

 

Sometimes Goodbye’s The Only Way !!

 

چشم ها را گشودم

                        گریستم

خندیدم

                                                ....

            چشم ها را بستم

                                    مردم!!!!!!!

به همین سادگی..........................

 
 

dijam پيام هاي ديگران ()

 

جمعه ٧ دی ،۱۳۸٦

 

Saint

 

پوسیده و کرمی

.

از درون پوسیده و کرمی شده

این همه افکار پوچ زندگی

با تو ام ای خالق بی دست و پا

خسته ام از تیغ تیز بندگی

 

کر تر از فریاد تو در کوه نور

من به استقبال باران می روم

با صدایی آشنا هر روز شب

چوب بد نامی به دنیا میزنم

 

تن برهنه از خیال یاد تو

توی مرداب هوس گم می شوم

این تن خاکی برای خاک تو

من نیازم را به تو پس می دهم

 

خون رگ های غریبه در تنم

یاد عشق کهنه ای در باورم

بر دهانم مهر خاموشی نزن

من از این افکار پوچم برترم

مجید صادقی

 
 

dijam پيام هاي ديگران ()

 

 
L O G O
     its#>

وضعيت من در ياهو

[ منزل | قديما | چاپار ]

Designed By Majid Sadeghi